فرانسه نوشت؛ يا اين كه روستيچللو روايت فرانسهٴ خود را براساس يادداشتهاي ماركوپولو نوشت.
ماركو پس از مقدمهاي دربارهٴ اوضاع و احوال مربوط به سفرهاي خودش و پدر و عمش، به ترتيب از كشورهاي آسيا كه ديده است سخن ميگويد و اختلافات، ويژگيها، مناظر، محصولات و عادات و رسوم هركدام را بيان ميكند. بهويژه شرح كاملي از نظام اداري مغولستان به دست ميدهد.
ماركو سوداگر، اهل عمل، بسيار هوشمند و سرشار از كنجكاوي و جهانگردي دلير بود، ولي به هيچ روي جغرافيدان نبود. خط سير او را جز در يك مقياس كلي نميتوان تعيين كرد، چون توضيحاتش در مورد مسافات و جهات بسيار ناقص و اغلب گمراهكننده است. او به جغرافيا در مفهوم خاص آن علاقهاي نداشت، بلكه توجهش به مردم، عاداتشان و كالاهايشان بود. ماركو به شدت راستْكيش بود، با اين همه، برخي اصول دين بودا را ميستايد. اگر از علاقهاش به برخي اعداد خارقالعادهٴ بزرگ درگذريم، شاهدي دقيق و گزارشگري خوب بود.
بررسي جزئيات كتابي كه در نوع خود داراي ماهيت دايرةالمعارفي است غيرممكن است، ولي براي تجسم آن بهتر است به برخي از موضوعاتي كه ذكر كرده اشارهاي بشود.
عوارض طبيعي و كانيها: چشمههاي نفت در مملكت قفقاز (باكو)، كه قبلاً ملاحظه شده بود؛ خزر يك درياچه است؛ توصيف صحراي گبي؛ زغالسنگ و استفاده از آن براي توليد گرما؛ پنبهٴ نسوز (سمندر)، توتيا (اكسيد روي) در كوهبنان كرمان، و غيره.
گياهان: خربزههاي خشك شابرقان؛ ريواس، زنجبيل، فلفل، چوبرنگ، برنج (و شراب برنج)، و غيره.
جانوران: طرلان گرجي كه زيباترين پرنده در نوع خودش است؛ بالابان و لاچين در بدخشان؛ گوسفند پامير (كه قبلاً، روبروكي توصيف كرده بود)؛ گوسفند دنبهدار؛ گاو كوهاندار؛ دراج در قريهٴ رودبار كرمان، و غيره.
نهادها، دينها، و عادات و رسوم: نسطوريان و يعقوبيان و مقرهاي متعدد و پراكندهشان؛ بوداييان، لاماييان؛ عادات و رسوم مغولان، استفادهٴ آنان از شير ترشيده، توصيف شهر پهناور خانباليغ؛ راههاي امپراتوري، خدمات پست و چاپاري؛ سازمان پدرشاهي امپراتوري؛ پول كاغذي؛ دورههاي دوازده سالهٴ تاتارها؛ اخترشماري؛ ترعهٴ بزرگ كه به دست قوبيلاي تكميل شد؛ مقررات مربوط به آتشسوزي؛ ثبت احوال؛ بندرگاه زايتون؛ كشتيهاي اقيانوسپيماي چيني، كه برخي از آنها داراي وسايل جلوگيري از دخول آب بودند؛ ساختن ظروف چيني و پارچههاي پنبهاي، و غيره.
اين فهرست را ميتوان خيلي بسط داد، ولي شايد جالبتر است به برخي از موضوعاتي اشاره كنيم كه در خاطرات پولو ذكر نشدهاند: در آن جا به ديوار بزرگ، چاي، در قالب گذاشتن پاي